خرید بک لینک


ای روی تو ماه عالم آرای همه وصل تو شب و روز تمنای همه

گر با دگران به ز منی وای به من ور با همه کس همچو منی وای همه

ای آرزوی گمشده مهمان کیستی درد منی بگو که درمان کیستی

دامان من ز اشک ندامت پرآتش است ای نو گل شکفته به دامان کیستی

من همنشین درد و غم و رنج و حسرتم ای آرزوی گمشده مهمان کیستی

ای آرزوی گمشده مهمان کیستی؟؟؟؟؟

نگرفته هنوز برگ عیشی افسوس بهار من خزان شد

آن نیم نفس که با تو بودم سرمایه ی عمر جاودان شد

برچسب: نویسنده: باران حکیمی تاريخ: پنجشنبه 30 آبان 1398 ساعت: 9:56

باز دیوانه شدم من ای طبیبباز سودایی شدم من ای حبیبآنچنان دیوانگی بگسسته بندکه همه دیوانگان پندم دهندغیرآن زنجیر زلف دلبرمگر دو صد زنجیر آری بگسلمبه تیغم گر زنی دستت نگیرموگر تیرم زنی منت پذیرمکمان ابر

برچسب: نویسنده: باران حکیمی تاريخ: پنجشنبه 30 آبان 1398 ساعت: 9:56

نگاهت میكنم خاموش و خاموشی زبان داردزبانِ عاشقان چشم است و چشم از دل نشان داردچه خواهشها در این خاموشیِ گویاست، نشنیدی؟تو هم چیزی بگو، چشم و دلت گوش و زبان داردبیا تا آنچه از دل میرسد بر دیده بنشا

برچسب: نویسنده: باران حکیمی تاريخ: پنجشنبه 30 آبان 1398 ساعت: 9:56

فکر کردن به تو

پنهانی ترین کار زندگی من است

وتو پنهانی ترین دلتنگی منی

پنها نی ترین لبخندی در صورتم

و پنهانی ترین مسبب حالت روزانه ام

و روزهای زیادیست که ساکتم...

تا همیشه تا ابد دوستت دارم ...

برچسب: نویسنده: باران حکیمی تاريخ: پنجشنبه 30 آبان 1398 ساعت: 9:56

صفحه بندی